پي‌ير پرخوار متكلم‌، به خاطر اشاره‌ٴ ضمني به تأثير رقت جو در ارتفاع زياد بر فعاليت‌ اعضاي بدن‌، در اين‌جا شايسته‌ٴ ذكر كوتاهي است‌.

7. ارمني‌. در 1184، مخيتار هري يك رساله‌ٴ طبي به‌زبان ارمني نوشت به نام تسليت بيمار تب‌دار، كه از مآخذ عربي‌، فارسي و ارمني اقتباس شده بود.

8. هندي‌. كتاب جاگادوا درباره‌ٴ خواب داراي برخي ملاحظات پزشكي است‌.

9. چيني‌. تاريخ طب چين را مي‌توان با رشد پن تسئائوها مجسم كرد. تحرير جديدي از آن كه وانگ‌چي ـ هسين‌، چانگ هسيائوـ چيه‌، چئائي يو آن‌، و كائو شائوـ كونگ تهيه‌ كرده بودند، در 1159، چاپ شد. بيشتر تصويرهاي آن از گياه‌نامه‌ٴ قديمي‌تري به نام‌ تئوچينگ اقتباس شده بود، كه در 1061، تدوين شده است و اينك‌، در دست نيست‌. چئن ين‌ رساله‌اي در باب طب عمومي‌، و رساله‌اي در باب مامايي نوشت‌.

10. ژاپني‌. شائوهسينگ در طب ژاپن تأثير عميقي اعمال كرد، ولي اين مدت‌ها بعد، يعني در اواخر سده‌ٴ شانزدهم بود. در اين اثنا، بخشي از فرهنگ عامه‌ٴ چيني‌، كه در پن تسئائوها گرد آمده بود، توسط هنچين سئيكن به ژاپني ترجمه شد. كتاب او از روي تئوچينگ فوق‌الذكر مصور شده بود.

11. خلاصه‌. برجسته‌ترين شخصيت‌هاي عصر، عبارت بودند از ابن‌رشد، ابن‌ميمون‌، روجر سالرنويي‌، و ژرار كرمونائي‌؛ يك مسلمان‌، يك يهودي‌، دو مسيحي‌، يا دو اسپانيايي و دو ايتاليايي‌. يكي از ايتالياييان نيمه‌اسپانيايي بود. مهم‌ترين آثار به عربي نوشته شد، ولي خيلي زود به عبري ترجمه گرديد. روجر و ژرار به‌لاتيني نوشتند. آثار ديگري به فارسي‌، عبري‌، ارمني‌، سانسكريتي‌، چيني و ژاپني تأليف شد، و استفاده‌ٴ كمي از زبان‌هاي آلماني و بربري به عمل آمد.
اما در مورد فعاليت گروهي‌، بيشترين آن در طليطله‌، در سالرنو، و در ميان اقليت يهودي مصر صورت گرفت‌.
بزرگ‌ترين موفقيت‌ها ترجمه‌ٴ آثار كلاسيك يوناني و عربي به‌لاتيني‌، رشد كالبدشناسي در سالرنو، پيدايش جراحي لاتيني‌، و بالاخره مساعي دايرةالمعارفي ابن‌رشد و ابن‌ميمون بود.

يب‌. تاريخ‌نويسي‌

1. مسلمانان غربي‌. اندلس دو مورخ بزرگ پرورد: ابن‌خير اشبيلي‌، و ضبي قرطبي‌. اولي‌ فهرست گران‌بهايي از آثار مسلمانان اسپانيايي تدوين كرد. در آن بيش از 1400 عنوان ذكر شده‌، كه فهرست‌نويسان شرقي اغلب آنها را ننوشته‌اند. ظبي شرح حال جمعي از مسلمانان اسپانيايي‌، هم‌چنين تاريخ فتح اسپانيا و حكومت اسلامي تا سال 1196، را نوشت‌.

2. مسلمانان شرقي‌. در برابر اين دو مورخ‌، در قلمرو شرقي اسلام دست كم ده مورخ را مي‌توان‌ نام برد، اين امر با توجه به وسعت و تنوع اين قسمت مايه‌ٴ شگفتي نيست‌. هنگامي كه اسپانيا و